یافتن تمرکز ، صلح و شادی در طول همه گیری های کرونور ویروس

همه گیر جهانی کروناویروس همه ما را مجبور کرده است که چگونه زندگی روزمره خود را در سیستمی که در حال یادگیری است زندگی کنیم.

هیچ یقینی وجود ندارد.

هیچ تجربه قبلی برای جلب وجود ندارد.

این جدید است و واقعیت ماست.

من امیدوارم که به نوعی عادی سازی کنم ، زندگی عادی شود.

اما هنوز اینطور نیست

آیا این طبیعی جدید است؟

جهانی که در آن احساس می کنم ترکیبی از کاملاً بی حس و کاملاً غرق در هم زمان.

به نظر می رسد که مراحل پردازش بسیار زیادی وجود دارد ، اما در هر لحظه مطلقاً اتفاق نمی افتد.

با ذهن و احساسات من درهم می خورد.

احساس می کنم هر دو:

  • مسئول و درمانده.
  • نیرومند و خسته.
  • استرس و آرام.

من همه چیز و هیچی را حس می کنم.

این الان هر روز من است.

می دانم که من در این تنها نیستم.

3 مبارزات بزرگ در طول همه گیر کورونویروس

تمرکز این تمرکز جمعه در واقع در مورد مناطقی است که من در آن تلاش می کنم و یاد می گیرم (به آرامی اما مطمئنا) برای گذر از این دنیای در حال تغییر ، پر از همه گیر.

با این حال ، قبل از ادامه صحبت در مورد مبارزاتی که با آنها روبرو هستم ، باید دو نکته مهم را یادداشت کنم:

  • خیلی راحت دارم من همچنان که از خانه کار می کنم شغل خودم را دارم. اگرچه احساس کرده ام که فشارهای اقتصادی اقتصادی جهانی ما را تحت الشعاع قرار داده است ، من خوبم. من یک سقف روی سرم دارم که با خانواده شگفت انگیز خودم به اشتراک می گذارم. من سلامتی و ایمنی دارم. من به غذا و دارو دسترسی دارم من واقعاً مبارک هستم
  • من فراتر از سپاسگزارم و برای همیشه مدیون همه کسانی هستم که در خط مقدم کار می کنند و سلامت آنها را به خطر می اندازد تا خدمات اساسی را به افرادی مثل من ارائه دهند. از پرستاران ER تا صندوق فروشگاه های مواد غذایی ، از عمق روح من از خدمات شما تشکر می کنم.

من می خواستم درباره موضع خود شفاف باشم و تصدیق کنم که داستان ها ، مسافرت ها و واقعیت های زیادی وجود دارد که همه ما در آن زندگی می کنیم – با بعضی از آنها بسیار سخت تر از دیگران.

در اینجا سه ​​مبارزه اصلی است که من در طول این بیماری همه گیر کورون ویروس با آنها روبرو بوده ام و می خواهم به آن بپردازم:

  • تلاش برای تمرکز و انجام وظایف هم برای کار و هم در خانه.
  • احساس مسئولیت در مورد چیزهایی که خارج از کنترل من هستند.
  • ناتوانی در یافتن شادی در روزهای من.

من در حال تلاش برای Focus هستم

تلاش برای تمرکز اولین چیزی بود که من متوجه شدم.

روزهای من با کمترین زمان و زمان برنامه ای تاریک شد.

این موضوع برای من بسیار عجیب بود زیرا من معمولاً از خانه کار می کنم.

هیچ چیز در آن جبهه تغییر نکرده بود.

به هر حال ، هرچند که دنیای اطرافم برنامه خود را از دست داد ، من نیز با آن همراه شد.

تمرکز و انجام کارها می تواند برای من در زندگی عادی من نیز یک چالش باشد ، بنابراین آن قسمت برای من تازگی ندارد.

اما عدم تمرکز مداوم و بی پایان با عدم توانایی شکستن چرخه؟

این جدید است

من چند بار به دیگران آمدم تا ناامیدی خود را از این احساس “گیر” که تجربه کرده ام ابراز کنند.

برای من بسیار مفید بوده است که بدانم با این یکی همکاری خوبی دارم.

بنابراین بسیاری از مردم این مشکل را نیز تجربه می کنند.

چت های من با دیگران به من کمک کرد تا مهارتهایی را که در طول سالها یاد گرفته ام را به خاطر بسپارم تا به خودم کمک کنم تا وظایف ناپایدار و عملی را انجام دهم ، که بسیار عالی بود.

مفیدترین مهارتهایی که من در زندگی روزمره برای اجرای آن شروع کرده ام (و برای نوشتن این قطعه در واقع از آن استفاده می کنم) “Chunking the Day” نام دارد.

این تکنیک را در یک کلاس شناختی رفتاری درمانی یاد گرفتم.

مقاله پیشنهادی  جستجوی SEO برای کاربران جدید

این در گذشته و هم اکنون نیز برای من بسیار جالب بوده است و اکنون که می خواهم روزهای خود را پشت سر بگذارم و کارها را انجام دهم.

چگونه “Chunking Day” کار می کند؟

کاملاً ساده است

ایده این است که بر روی چیزی تمرکز کنیم که در لحظه ای که الان در آن هستم قابل دستیابی است.

(من می توانم از آن برای برنامه ریزی در آینده نیز استفاده کنم. اما یک لیست طولانی می تواند نگران کننده باشد. بنابراین باید در برنامه ریزی قبل این موضوع را در نظر بگیرم تا این امر به یک مسئولیت تبدیل نشود یا استرس اضافه کند.)

من انتخاب می کنم از بازه های زمانی مختلف در زمان های مختلف استفاده کنم ، اما همیشه مراقب هستم که مطمئن باشم خیلی طولانی نیستند.

شاید 20-30 دقیقه.

در حال حاضر ، من به طور همزمان در تکه های 10 دقیقه ای کار می کنم.

بنابراین وقتی این کار را انجام دادم به جای 10 دقیقه کار کردن روی یک کار به جای تعیین کردن کار برای انجام یک کار به اتمام رسید ، این کار به بازی می آید.

اگر در پایان 10 دقیقه ، من برای یک تکه 10 دقیقه ای دیگر آماده باشم ، در آن صورت حرکت خواهم کرد. اما اگر اینطور نباشد ، من یک استراحت خواهم گرفت (همچنین برای یک قطعه از زمان).

هیچ گونه گناهی یا داوری در رابطه با عدم انجام یک کار مجاز نیست.

هدف این بود که 10 دقیقه کار روی یک پروژه انجام دهیم و به نتیجه رسید.

این تمرکز و موفقیت است.

تکه تکه کردن روز فقط در هنگام استفاده از همراهی با دلسوزی مؤثر است.

می توان به راحتی به فکر منفی رفت و گفت “اما من کار را انجام ندادم.”

این به هیچ وجه مفید نیست.

رویکرد بهتری چیست؟

برای گفتن: “من سپاسگزارم که توانستم آن 10 دقیقه کار را انجام دهم.”

احساس مسئولیت می کنم

این سفر یک سفر احساسی شدید بوده است و همچنان ادامه دارد.

من صادقانه نمی دانستم که تا یک واقعه اخیر چقدر وزن هیجانی را تحمل کرده ام و مسئولیت خود را نسبت به بهزیستی کارگران خدمات اساسی و پاسخ دهندگان اول احساس می کنم.

من توسط آژیرها و چراغهایی که درست بیرون پنجره من چشمک می زد بیدار شدم.

ساعت 2:30 بامداد در یک وحشت مطلق پر از آدرنالین از رختخواب خارج شدم.

وقتی از پنجره نگاه کردم ، چندین کامیون آتش نشانی را در خیابان بیرون خانه ام دیدم.

آتش نشانان مشغول دویدن و شیلنگ ها بودند.

دود هوا را پر کرد.

به نظر می رسید این آتش سوزی از پمپ بنزین یا فروشگاه های مواد غذایی در این نزدیکی هست – بنابراین من می دانستم که خانواده ام امن هستند و ما در معرض خطر نیستیم.

اما پس از آن ، ناگهان ، من کاملاً شروع به نوازش کردم.

سپس اعتقاد

تقریباً Hyperventilating.

کاملاً غرق شدم.

پسرم بالاخره با توجه به آژیرها فرار کرده بود ، بنابراین او با من در آنجا بود که من کاملاً از هم جدا شدم.

من ، در یک ظروف سرباز یا مسافر مطلق ، بدون بار.

ابراز ترس بیش از حدم برای:

  • کارگران خط مقدم (پرستاران ، پلیس ، آتش نشانان و غیره).
  • کارگران اساسی (کارگران فروشگاه های مواد غذایی ، داروسازان ، رانندگان کامیون و غیره).
  • شهروندان بسیار آسیب پذیر ما (بی خانمان ، مورد آزار و اذیت ، معتاد و غیره).

این فقط همه بیرون آمد.

فقط یک جریان ترس بی پایان برای همه آنها و قدردانی ناامید از همه آنچه از خودشان می گیرند و عصبانی می شوند برای موقعیتی که در آن قرار می گیرند.

در آن لحظه فهمیدم که چقدر ترس و نگرانی را برای بسیاری از افراد اطرافم تحمل می کنم.

دیر یا زود بدترین اتفاق می افتد.

این تنها درد من است که بتوانم در خانه بمانم و کاری نکنم.

من نسبت به امنیت و رفاه دنیا احساس مسئولیت می کنم و می خواهم به آنها کمک کنم ، اما به سادگی نمی توانم.

این شکست دقیقاً همان چیزی بود که من نیاز داشتم تا به وضوح آنچه را که در زیر سطح خورش ایجاد شده و مدتی در حال رشد است ، بیان کنم.

مقاله پیشنهادی  نحوه بررسی محتوای تکراری در طی ممیزی سئو

خیلی احساس تحریک شده بودم

نه خودم

خیلی ناراحت کننده بود

پذیرش و روبرو شدن با این احساس مسئولیت برای پیشرفت من به من کمک کرده است.

من دانش دیگری را که در کلاس درمانی شناختی رفتاری یاد گرفته ام ، ارائه خواهم داد:

اگر بتوانید اسم آن را بگذارید ، می توانید آن را کراکت کنید.

بنابراین اکنون که توانسته ام اسمی از آن برده باشم ، اکنون در موقعیتی هستم که بتوانم آنرا ماله کنم.

یک دوست خوب به من یادآوری کرد که گرچه من برای همه نمی توانم آنجا باشم ، اما هنوز هم افراد زیادی وجود دارند که می توانم برای آنها باشم.

کلمات دقیق او:

“برای یک یا چند مورد مانند آنچه می خواهید برای بسیاری انجام دهید ، انجام دهید.”

در مواقعی مانند این ، مهم است که به کارهایی که می توانم کمک کنم و نه آنچه که نمی توانم کنترل کنم ، توجه کنیم.

من نمی توانم شادی پیدا کنم

من تقریباً احساس گناه می کنم در مورد این یکی صحبت کنم.

من احساس می کنم ناعادلانه است که روی نیاز من به لذت بردن در زمانی که به معنای واقعی کلمه با لحظات زندگی و مرگ در بسیاری از افراد سر و کار دارد تمرکز کنم.

من به هیچ وجه نمی خواهم مبارزات خود را با آنهایی مقایسه کنم که به دلیل COVID-19 با ضعف ، ترس و درد شدید روبرو هستند.

به گفته این ، سلامت روان ما به ما تجربه می کند که شادی را تجربه می کنیم – و بحث برای من مهم است ، بنابراین من هستم.

من قبلاً با افسردگی برخورد کرده ام. برای من غریبه نیست.

تلاش برای یافتن شادی در یک روز می تواند یک مبارزه واقعی باشد که من در شرایط افسردگی بوده ام.

من فکر می کنم برخی از این موارد در اینجا صدق می کند.

به نظر می رسد که شیوع افسردگی در سطح جهان افزایش یافته است ، که معنی دارد.

نمی توانم از خودم انتظار داشته باشم که شادی را به روشی که ممکن است در زمانی داشته باشم که تمام کره زمین تحت این تهدید گسترده قرار نگرفته و چنین ضررهایی را تجربه کرده باشد.

اما من می توانم مناطقی از زندگی ام را پیدا کنم که با این درد نباید مصرف شود.

من می توانم برای یافتن راه هایی برای پیدا کردن شادی در روزهای خود تلاش کنم ، اما باید در مکان های جدید به دنبال آن بگردم.

معمولاً وقتی در جستجوی لذت هستم ، بیرون می روم.

من خانه خود را دوست دارم اما خانه من هم جایی است که من کار می کنم.

بنابراین دوری از خانه من راهی برای دور شدن از محل کار من است که برای من مهم است که بتوانم از بند باز کنم و رها شوم.

وقتی در خانه هستم ، تلاش می کنم کارهای زیادی نداشته باشم که نیاز به انجام چرخش در ذهنم داشته باشد.

وقتی فرار می کنم ، پیدا کردن شادی برایم خیلی راحت تر است.

این یک تلاش سخت برای حل و فصل در شرایط فعلی است.

همه ما بارها و بارها “Stay Home” را می شنویم.

من خودم را به چالش می کشم تا یاد بگیرم که در خانه رها کنم و استراحت کنم (a.k.a. ، در محل کار).

این کار بسیار سخت است!

این یک کار در حال انجام است

من سعی کرده ام خودم را تشویق به انجام کارهایی کنم که واقعاً من را تحریک نمی کنند و به من علاقه ندارند. من می دانم که این صداها عجیب است ، اما این یک شروع است.

من باید صادق باشم ، من بسیار هیجان زده نیستم که دوباره مجموعه دی وی دی های مسخره ام را که مدت ها پیش قصد اهداء به سرقفلی خود را دوباره تماشا کردم ، دوباره تماشا کنم ، اما من از طریق آن کار می کنم.

من فهمیدم که نجواهای شادی در آنجا وجود دارد که در انتظار کشف هستند.

به عنوان مثال ، روز دیگر ما به عنوان یک خانواده به تماشای “روز هنوز زمین ایستاده بودیم” می پرداختیم و درمورد اینکه چطور همه چیز پنیر شده بود ، با هم گریه می کردیم.

مقاله پیشنهادی  آیا می توان خودزیرشی را خرابکاری کرد؟

ما توانستیم راهی برای لذت بردن از تجربه‌ای پیدا کنم که واقعاً انتظار آن را نداشتم.

من به خودی خود از این فیلم لذت نمی بردم ، اما از زندگی خارج از منزل منتقد فیلم خانوادگی لذت بردم.

این کاری است که من اکنون می توانم منتظر انجام دوباره کارهایی باشم که انتظار نمی رفت دوست داشته باشم.

فعالیت دیگری که هر روز برای انجام این کار انجام داده ام پیاده روی در خیابان از خانه به همراه همسرم و گذراندن کمی وقت برای نشستن روی سفید کننده ها در الماس بیس بال است.

در بیشتر روزها یک خانواده یا یک پدر و پسر یا یک زوج در آنجا زندگی می کنند (با خیال راحت مسافت اجتماعی ، تنها با افراد خانواده خود هستند) یک نوع بازی را انجام می دهند.

روز دیگر دیدیم که سه کودک خردسال با والدینشان بازی بیس بال کاملاً بی نظم – اما فوق العاده شاد – بازی می کنند.

من از دیدن شادی آنها شادی پیدا کردم!

نه ، کاملاً یکسان نیست که شاید بتوانیم سریال های جهانی را با یک دسته از دوستان به طور زنده در میخانه محلی تماشا کنیم.

اما نگاه جدید این چیز جدیدی است.

این منظره ای است که درون دیوارهای خانه من نیست.

من در حال یادگیری شادی در این لحظات کوچکتر پر از خنده ، تشویق و تفریح ​​هستم.

در حالی که من توانسته ام به شما چند نمونه از روشهایی که سعی می کنم برای یافتن شادی در تلاش خود باشم ، برای شما فراهم کنم ، دروغ می گویم اگر بگویم همیشه به همین راحتی و ساده است.

به نظر می رسد برخی از لحظات شادی خود را بسیار واضح تر و راحت تر از سایرین نشان می دهد.

باز هم ، این کار در حال انجام است.

من می دانم که این یک مبارزه مداوم خواهد بود زیرا من همچنان نمی توانم به منابع سرگرمی و تفریحی معمول خود بروم. مثل رفتن به غذای مورد علاقه من Lemongrass Vermicelli در رستوران مورد علاقه من ویتنامی و یا منتظر دیدن و برنامه ریزی سفر آینده من به مکزیک (که دیگر نیست).

بنابراین چگونه می توانم از این بحران عبور کنم؟

من باید به خودم فشار بیاورم تا در هر لحظه جایی که ممکن است پنهان شود ، به دنبال شادی باشم.

برای سلامت روان من ضروری است.

Coronavirus در همه موارد از همه ما تأثیر می گذارد

من فراتر از سلامتی خود ، خانواده ، شغل ، خانه خودم – از همه چیزهایی که بسیاری از مردم در سراسر جهان از دست می دهند و قبلاً از دست داده اند ، سپاسگزارم.

من بسیار خوشبخت و خوشبخت هستم و هیچ یک از آنها را به عنوان اعطا نمی کنم.

قلب من به جهانیان می رود ، برای هر فردی که در حال مبارزه است ، مهم نیست که چالش های آنها چه باشد.

می دانم که در بعضی مقطع ، این همه گیر ، خاطره ای از زمان خواهد بود که در آن خیلی ها اینقدر گم شدند و خیلی ها خیلی یاد گرفتند.

این زمان خواهد بود که همه ما بدون هیچ تردیدی با احساسات بی نظیر به عقب برگردیم.

من امیدوارم که برای ما آن زمان که بتوانیم “به عقب نگاه کنیم” زودتر از موعد دیگر فرا می رسد.

از بین همه بیماری های طاعون دنیا ، به ویژه ظالمانه به نظر می رسد که یکی از مواردی باشد که توانایی ما را در آغوش گرفتن یکدیگر در مواقعی که بیشتر از همه به آن احتیاج داریم ، بدرقه کرد.

در این یادداشت ، لطفاً تمام تلاش خود را برای به اشتراک گذاشتن مبارزات خود انجام دهید ، شادی های خود را به اشتراک بگذارید ، و از هر راه با خیال راحت به این نتیجه برسید.

این چیز را به تنهایی تجربه نکنید و یا بگذارید دیگران نیز تنها باشند.

همانطور که همه ما در حال حاضر با هم فاصله داریم ، واقعاً همه در این جمع هستیم.


اعتبار تصویر برجسته: پائولو بابیتا