چرا لازم نیستید که در هر کاری متخصص باشید تا یک استراتژیست مؤثر باشید

با ظهور اتوماسیون و تأثیر قریب الوقوع آن بر روی ما که در جستجوی کار هستیم ، یکی از مواردی که روی آنها تمرکز کرده ام ، حرکت به سمت یک رویکرد گسترده تر و استراتژیک تر در کار ما برای مشتری ها است.

من به شدت اعتقاد دارم صنعت باید از این روند پیروی کند.

در آخرین مقاله من برای ژورنال موتور جستجو ، من در مورد چگونگی نیاز به تغییر نگرش های خود به صورت پرداخت شده و تمرکز بیشتر روی سمت انسان چیزها ، در مورد برخی از عناصر کمتر “دیجیتال” صحبت کردم.

از بسیاری جهات ، این بهترین راه حل است که با تمرکز روی استراتژی انجام می شود – حتی اگر این کلمه ای است که به نظر من سالهاست بخصوص در آژانسها مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند.

طوفان های طوفان LEGO کسی را که در یک میز قرار دارد احاطه کرده است هنر جنگ – وظیفه ما به عنوان استراتژیست این است که مسیری را که منجر به پیروزی می شود ترسیم کند!

چه مشکلی با “استراتژی” دارید؟

به بسیاری از آژانسهای دیجیتالی بروید و گروهی از افراد با عنوان “استراتژیست” را در عنوان شغلی خود پیدا خواهید کرد.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

اغلب این موارد “PPC Strategist” ، “SEO SEO” یا گهگاه “Digital Strategist” خواهد بود.

متأسفانه ، تعداد بسیار زیادی از افرادی که این عناوین را دارند ، به روشی که ما به آنها نیاز داریم “انجام نمی دهند ، تا بتوانند نتایج موثری و مبارزات یکپارچه انسانی و محور را برای مشتریان خود ارائه دهند.

بیشتر آنها در واقع تاکتیک هستند.

بیایید لحظه ای از Sun Tsu و “Art of War” نقل کنیم (اتفاقاً من دوستی دارم که فکر می کند کل جلد می تواند یک کتاب مقدس برای زندگی به عنوان یک بازاریاب باشد):

“استراتژی بدون تاکتیک کمترین مسیر رسیدن به پیروزی است. تاکتیک بدون استراتژی، سر و صدا قبل از شکست است.”

این چشمگیر به نظر می رسد ، اما این در واقع به چه معنی است؟

من می خواهم از دوست فوق الذکر خود دزدی کنم که تفاوت بین استراتژی و تاکتیک ها را اینگونه توصیف می کند:

“تاکتیک ها این است که چگونه شما در نبرد پیروز می شوید. استراتژی بدست آوردن جنگ است. “

نکته این است که استراتژی همه چیز در مورد اهداف شما و برنامه کلی برای دستیابی به آنها است.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

شما در حال راه رسیدن به هدف خود هستید.

تاکتیک ها ، اقدامات عملی ویژه ای است که شما برای رسیدن به آنجا انجام خواهید داد.

دلیل من فکر می کنم از کلمه در آژانس ها سوء استفاده کنیم این است که ما واقعاً نمی دانیم معنی آن چیست.

اگر بخواهم از یک استراتژیک PPC برای یک استراتژی مشتری بپرسم ، احتمالاً می توانم طرحی را تهیه کنم ، شاید برای 3-6 ماه آینده اقدامات مشخصی را که قصد دارند برای ضربه زدن به KPI های مشتری انجام دهند ، بیان کند.

به طور گسترده ، این تاکتیک هاست.

مقاله پیشنهادی  PPC و سفر خریدار B2B: یک آغازگر

بعضی اوقات ممکن است شامل تجزیه و تحلیل رقبا یا نتایج صنعت باشد ، اما نه همیشه.

اگر سؤال كنم كه اهداف كلیدی تجارت مشتری چیست یا چگونه با سایر كانال های بازاریابی برای تحقق این اهداف همکاری می كنیم (حتی اگر همین کانالها از یك آژانس منفرد اداره می شوند) ، پاسخ اینگونه است كه آنها نمی دهند. می دانم

برای کسانی از ما که در بازاریابی کار می کنیم ، صرف نظر از این رشته یا دامنه نقش های ما ، استراتژی همیشه باید در مورد تصویر بزرگ باشد.

واقعاً برای مشتری چه اهمیتی دارد ، و چگونه ما از منابع موجود در اختیار خودمان می گذاریم تا آنها را به جایی که می خواهند باشد برسیم.

مراحلی که شما را به آنجا می رساند تاکتیک است. ما باید “استراتژیک فکر کنیم ، تاکتیکی عمل کنیم”.

شخصی که دارای قطب نما است ، در کوه ایستاده است و راه را برای رفتن به کار یک استراتژیست این است که مسیر درست را پیدا کند و مسیر را تعیین کند – نه هر قدم بین اینجا و هدف.

“من نمی توانم استراتژیک باشم”

من در طول کارم وقت زیادی را در یک مجموعه از آژانس ها گذرانده ام.

ما شروع می کنیم شاهد تحول بزرگی به سمت تعداد کمتری از سیلوها و ادغام بیشتر هستیم که اگر به درستی این کار را انجام دهیم نتایج قابل توجهی مؤثرتر برای مشتری و رضایت شغلی بالاتر خواهد داشت.

اما بزرگترین مانعی که ما برای انجام این کار با آن روبرو هستیم فقدان استراتژیست ها است.

آژانس ها احساس می کنند قبل از رویکردن به این رویکردهای استراتژیک تر ، باید همه قطعات و پرسنل را در اختیار داشته باشند ، اما به دلیل اینکه استراتژیست ها پیدا کردن آنها سخت است ، آژانس ها تغییر نمی کنند و کار ما نیز انجام نمی شود.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

من با افراد زیادی صحبت می کنم که واقعاً از ایده انجام استراتژی مناسب هیجان زده هستند ، واقعاً با مشاغل مشتری آشنا می شوند و چگونه می توانند در این امر تفاوت ایجاد کنند.

با این حال ، من تقریباً پاسخی جهانی دریافت می کنم:

“من دوست دارم ، اما من نمی توانم استراتژیک باشم ، زیرا من در همه چیز متخصص نیستم. من درباره هر کانال به اندازه کافی نمی دانم.”

من اینجا هستم که به شما بگویم ، آن خط فکر خاص اشتباه است.

یكی از شگفت انگیز ترین امور در مورد جستجو ، چه پرداختی و چه ارگانیك ، این است كه چقدر نسبتاً خوب آن را به شما محصور می كند – فقط برای كار در یك رشته واحد.

با گذر زمان کافی در نقش خود ، به احتمال زیاد شما می توانید تعداد زیادی از زمینه ها را لمس کنید که می تواند بسیاری از مهارت های لازم برای توسعه تفکر استراتژیک شما را به شما ارائه دهد.

بیایید کمی درون آنها حفر کنیم.

داده و تجزیه و تحلیل

اصلی برای هر بازاریاب جستجو – کارهایی که ما روزانه با داده ها و تجزیه و تحلیل ها انجام می دهیم به ما کمک می کند تا داده ها ، بینشهای تجاری و مهمتر از همه را تفسیر کنیم ، این کار را با روشی عملی انجام دهیم.

فقط بیان تعداد کافی نیست – ما باید “پس چه” ارائه دهیم.

اطلاعات مشتری و بینش

هرکسی که وقت خود را صرف جستجوی پولی کرده است ، می داند اینها چقدر مهم هستند.

ما می توانیم از این داده ها به چند روش استفاده کنیم ، اما قرار گرفتن در معرض ما باعث می شود تا در مورد مواردی مانند personas مشتری ، نحوه تقسیم داده های کاربر و اینکه چگونه نیازهای کاربر بسته به گروهی که در آن قرار دارند ، فکر کنیم.

می بینید که اینها مهارتهای مهمی هستند که به راحتی می توانند در کارهای استراتژیک به کار روند.

تارنما

بدون وب سایت ، ما شغل نداریم!

اما کارهایی که ما در مورد سایتها انجام می دهیم اغلب با CRO همراه است ، توصیه های صفحه فرود ، جستجوی UX و موارد دیگر.

وقتی در مورد نقش استراتژی فکر می کنیم که بتواند مشکلات تجاری را حل کند ، قادر به دیدن کل سفر مشتری از انتهای تا پایان ، از جمله وب سایت فوق العاده قدرتمند است

صنعت و تحقیقات رقبا

این قطعاً منطقه‌ای است که افرادی از ما از پس زمینه جستجو می‌توانند درخشش کنند.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

بخش عظیمی از مشاغل ما به دنبال آنچه اتفاق می افتد ، چه در صنعت و چه در رقبا است.

بخش عمده ای از ایجاد استراتژی محکم عبارتند از:

  • شناخت عوامل کلان و خرد تأثیر می گذارد بر مشتریان.
  • ما قادر به مهارت هایی هستیم که در تجزیه و تحلیل نمایه یا محتوای بک لینک یک رقیب کسب می کنیم.
  • استفاده از همین مهارت در سطح وسیع تری.

لازم نیست که در همه چیز متخصص باشید

اگرچه احتمالاً شما در تمام آن زمینه ها متخصص نخواهید بود ، شما به اندازه كافی می دانید كه سؤالات درست بپرسید – و برای من ، این واقعاً استراتژی چیست.

کنجکاوی ، تخیل و استفاده از سؤالات برای هدایت پاسخهای مناسب ضروری است.

شما لازم نیست که در همه چیز متخصص باشید – می توانید از تخصص عمیقی که در یک زمینه دارید استفاده کنید تا هنوز هم از آن استفاده کنید تا بسیار مؤثر باشد ، به مهارت های خود احترام بگذارد و هرچه بیشتر می آموزید.

من همچنین استراتژی را به عنوان یک تلاش انفرادی نمی بینم – شما لازم نیست که در هر کاری متخصص باشید زیرا با تیمی از افراد متخصص در کارهایی که انجام می دهند همکاری خواهید کرد.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

نقش شما شکل دادن به مکالمه و هدایت همه افراد در راه است تا با طرحی استراتژیک و نه تاکتیکی پیش بیایند.

مقاله پیشنهادی  خرید بتا Google Smart Testa فقط هدف مشتری جدید

در حالی که شما استراتژی را ارائه می دهید ، سایر افراد باید از دیدگاه تاکتیکها در مورد آنچه ممکن است عملی باشند مشاوره دهند.

در یک دنیای ایده آل ، ما یک دریای فارغ التحصیلان خواهیم داشت که به عنوان یک رشته خاص ، استراتژی را آموزش می دهیم و امیدوارم روزی به آنجا برسیم ، زیرا مارک ها و آژانس های بیشتر و ارزش ها این ارزش را در واقع یکپارچه ، استراتژیک می بینند. رویکرد.

اما تا زمانی که این اتفاق نیفتد ، استراتژیست های واقعی پیدا کردن آن دشوار خواهد بود ، بنابراین ما باید مجبور به انطباق و تکامل باشیم ، با استفاده از استراتژی در مشاغل خود و فکر کردن در خارج از حباب های کانال خود ، تا آنجا که از ما کافی باشد این کار را انجام دهیم.

اجازه ندهیم که کمال در راه خیر قرار بگیرد.

چرا شما نباید در همه چیز متخصص باشید تا یک استراتژیست مؤثر باشید

حالا چی؟

من معتقدم که استراتژی کار تا حدودی است.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

ما ممکن است استراتژیست هایی داشته باشیم ، که آن را زندگی می کنند و نفس می کشند ، و افرادی که در پیدا کردن مسیرهای لازم برای دستیابی مشتری به آنجا که می خواهند به آنجا بروند ، متخصص هستیم.

اما همه می توانند و باید شروع کنند استراتژیک فکر کنید. این که آیا شما در یک تیم تحویل ، خدمات مشتری یا داخلی در یک مارک کار می کنید ، همه ما یک نقش بازی داریم.

ما باید فکر خود را به چالش بکشیم – اگر شخصی به شما کمک کند تا یک کارزار PPC بخواهید ، اغلب خیلی آسان و وسوسه انگیز است که فقط آنچه را که از آنها خواسته اید به آنها بدهید.

اما قبل از انجام این کار ، اولین کاری که باید انجام دهیم این است که بپرسید “چرا”.

  • چرا می خواهید این کمپین را اجرا کنید؟
  • چه چیزی را می خواهید از این امر بدست آورید؟
  • چگونه می تواند به اهداف کلی در بازاریابی و تجارت شما کمک کند؟
  • این اهداف چیست؟
  • چه عواملی ممکن است در توانایی ارائه ما تأثیر بگذارد؟

به جای ارائه خدمات به مشتریان ، به این فکر کنید که چگونه می توانید راه حل ارائه دهید.

مشتریانی که برای درخواست کمپین به ما مراجعه می کنند مشکلاتی دارند که باید آنها را حل کنند و ممکن است ما ابزارهای بهتری نسبت به روشی که وارد شده و از آنها خواسته ایم برای کمک به آنها داشته باشیم – اما ما باید کسانی باشیم که مشتریان خود را به چالش بکشیم و راهنمایی کنیم.

تبلیغات

ادامه خواندن زیر

آنها نمی دانند چه چیزی نمی دانند – به همین دلیل در وهله اول به عنوان متخصص به ما مراجعه می کنند.

امیدوارم به شما فکر کرده ام که واقعاً به معنای استراتژی چیست و مکانی که باید برای همه ما داشته باشد.

در پست بعدی من شروع به حفر روش های ساده اما مؤثر می کنم تا بتوانید استراتژی هایی را برای مشتریان خود تهیه کنید.

منابع بیشتر:


اعتبار تصویر

تصویر برجسته: Pixabay
تصویر ارسال شده در شماره 1: لغو پاشش
تصویر ارسال شده در شماره # 2: رفع اشکال